سلام............
غیر از اون سه تا ! ( نفرین و هوس و خاطره های تلخ من ) ،
نامه ی دروغی هم از منه ، ..........
برای دانلود کافیه رو نام آهنگ کلیک کنید.

MP3 128
MP3 64
نظراتتون رو می تونید تو پست پایینی بدید.........
سلام ، سال نو مبارک . انشاءالله که هر روز زندگیتون نوروز باشه
و همیشه لبتون خندون و دلتون شاد! اینم سه تا آهنگی که وعده ش
رو داده بودیم ، امیدوارم که خوشتون بیاد و از
شنیدنشون لذت ببرید.
این سه آهنگ با دو سبک متفاوت کار شده ، خودتون گوش بدید متوجه
می شید ، برای آلبوم انشاءالله آقای خضرائی قصد دارن از اون سبکی
که شما خوشتون میاد و می پسندین استفاده کنن . پس نظر شما خیلی
مهمه ، از هر کدوم از آهنگا بیشتر خوشتون اومد حتما ما رو از طریق
بخش نظرات مطلع کنید.
متن کامل آهنگا رو هم گذاشتم براتون .
برای دانلود کافیه رو نام آهنگ کلیک کنید.
mp3 128
نفرین
*****************************
نفرین
الهی هر چی شادیه تو زندگیت ، عزا بشه
با هر کی وصلت بکنی یه روز ازت جدا بشه
الهی تیکه تیکه شی به زیر چرخ زندگی !
دستای تلخ سرنوشت بگیرنت به بردگی !
الهی که عزیزت جون بکنه کنارت
بمیره و مرگ او بشه طناب دارت !! ...
کی بود اومد دورنگی و یادت داد
عشقت و برد ، خیانت و بهت داد
هر کی که بود خدا کنه ، کفنت و بدوزه
تو آتیشش بسوزیو ، تو آتیشت بسوزه
قلب منو می سوزونه کنایه های این و اون
میگن چی شد اون عاشقت که هی میگفت : پیشم بمون
من به تو دل بسته بودم تو قلبم و شکستی
به دنیا پشت کرده بودم تو پشتم و شکستی
کی بود اومد دورنگی و یادت داد
عشقت و برد ، خیانت و بهت داد
هر کی که بود خدا کنه ، کفنت و بدوزه
تو آتیشش بسوزیو ، تو آتیشت بسوزه
الهی قلب آرزوت زخمی ِ نفرینم بشه !
لالایی ِ شکستنت آهنگ بالینم بشه !
الهی از بی کسی تن بدی به اسیری
رو پرپر ِ زندگیت جون بدی و بمیری
خواننده : مهدی خضرائی
آهنگ و تنظیم : فرشاد ندیمی
ترانه سرا : اقبال اسماعیل زاده
********************************************************
هوس
شنیدم اونورا داری با عشق تجارت میکنی
به یکی یکی عاشقات ساده خیانت میکنی
پشت نقاب عاشقی به هر دلی چنگ می زنی
از شرم دیدن خودت به آینه ها سنگ می زنی !
واسه بی قراریام دلم می سوزه
واسه گریه زاریام دلم می سوزه
ندونستم عفتت بنده به مویی
ندونستم تو چقد بی آبرویی
وقتی می رفتی تو چشمات عشق من چه بی فروغ بود
تو هوسباز بودی و بس عشق تو به من دروغ بود
تو سکوت آینه اون روز آه ِ فریاد و شنیدم !
پلک سادگیم و بستم اونور ِ سکه ت و دیدم !
آره دیدم و شنیدم هوس و تو نبض ِ راهت !
دست هرزگیت و خوندم از رو مستی ِ نگاهت !
واسه بی قراریام دلم می سوزه
واسه گریه زاریام دلم می سوزه
ندونستم عفتت بنده به مویی
ندونستم تو چقد بی آبرویی
خواننده : مهدی خضرائی
آهنگ و تنظیم : فرشاد ندیمی
ترانه سرا : اقبال اسماعیل زاده
*************************************************************
خاطره های تلخ من
اتاق بی پنجره خلوت پر خاطره !
دوشنبه های هفته عشقی که دیگه رفته
سایه ی بی اعتبار تیک تیکای انتظار !
گریه و آه و ناله ، بازم میگی خیاله ؟!
دلم ، تنهات گذاشته
چرا باور نداری
داری می سوزی از درد
هنوز چشم انتظاری
خاطره های تلخ من : تو کوچه ها پرسه زدن
هرم نفسهاش رو تنم میگفت که عاشقت منم !
چه روزای قشنگی بود لبالب از یه رنگی بود !
غصه های منو می خورد ! تلخی و از یادم می برد !
یهو فراموشش شدم وصله ی ناجورش شدم !
رفت و با دیگری نشست منو چه بی صدا شکست !
هنوز واست سواله ؟! بازم میگی محاله ؟!
سپیدیا رو بشکن !
ببین چه جور ، سیاه شدی !
طفلک بی گناه ِ من
ببین چه جور ، تباه شدی !
خواننده : مهدی خضرائی
آهنگ و تنظیم : فرشاد ندیمی
ترانه سرا : اقبال اسماعیل زاده
سه آهنگ جدید به نام های هوس ، نفرین و خاطره های تلخ از مهدی خضرائی تا
۱۴ فروردین بر روی نت قرار خواهد گرفت . چند بیت از هر کدوم این ترانه ها رو که
از خودم هست و براتون می ذارم :
هوس :
شنیدم اونورا داری با عشق تجارت می کنی
یه یکی یکی عاشقات ساده خیانت می کنی
............................
******************************************
نفرین :
.................................
قلب من و می سوزونه کنایه های این و اون
میگن چی شد اون عاشقت که هی میگفت پیشم بمون
من به تو دل بسته بودم تو قلبم و شکستی
به دنیا پشت کرده بودم تو پشتم و شکستی
...............
**************************
خاطره های تلخ :
اتاق بی پنجره خلوت پر خاطره
دوشنبه های هفته عشقی که دیگه رفته
........................
****************************
متن کامل ترانه ها ۱۲ فروردین در وبلاگ قرار خواهد گرفت . ( انشاءالله )
* من نمی دونم چرا همه اونجوری می بینن ! یه خورده هم اینجوری ببینید! .... من از اولی که این وبلاگ و زدم نظرات و نشون نمیدادم . دلایل زیادی داشت !... این نظرات برا منه آخه !! اما به دلیل همین اونجوری دیدن بعضیا که گفتن شما انتقاد پذیر نیستی و نظرات و نشون نمی دی و .... منم نظرات و تا اونجا که شد! تایید کردم . از این به بعد هم سعی میکنم تایید کنم . ....... همین !

ترانه های لو رفته و زیرزمینی مهدی خضرائی
آلبوم نقش منفی _ خواننده : مهدی خضرائی :
* برای دانلود بر روی نام آهنگ کلیک کنید.
نقش منفی............ شعر : بهاره مکرم
خودکشی................ شعر : بهاره مکرم
صندلی انتظار.............. شعر : امیر ارجعینی
من و ببخش .............. شعر : کاظم رحیمی
فاصله.................... شعر : یغما گلروئی
توطئه............ .........شعر : کاظم رحیمی
پست های مربوط به ترانه ها و موضوعات بنا به دلایلی حذف شدن !

یادش بخیر ! اولین شعر نویی که گفتم!... البته شاید با شعرای نویی که تا
به حال خوندی یه خورده متفاوت باشه !! ... نمی دونم....... یهویی
سرودمش ! بهشم دس نزدم ! همونجوری گذاشتمش .... قرار نبود ...
شاید نگاه حریص اون کرکس ..... تقلای اون طفل معصوم برای زنده
ماندن ....... آه خدایا !!

خواب خفته
شبي بي نور مهتاب و ستاره
به زير پرتويي از محنت شب
كه روح سايه را تسخير مي كرد
ميان بيشه اي آشفته و مست
كه پاي عقل را زنجير مي كرد
و برق كوره راهي بي شباهنگ
كه چون آيينه هر دم
قدم در بستر هر ديده مي زد
و بر شاخ درختان مرغكي ،پنهان
كه شايدگاهي هم حرفي زآن، ميزد
ولي افسوس كاوهم حرفها
پوشيده مي زد
در آن سو پشت ديوار حقيقت
كنار لاله اي پژمرده و سرد
صداي گريه اي با خود مرا برد
مرا در اوج يك آه غم انگيز
به دور از شبروان
تا انتها برد ...
* خداوندا چه مي ديدم؟ !
ميان آن همه قلب سياه وسخت
وچشماني به زير پرده و پرفتنه و
دور از صفاي اشك
به يكباره نگاهم بر نگاهي خورد
كه چون باغي پر ازگل بود
پر از گلهاي ايثار و صفا
سرشار ِ از عطر توكل بود
و بالي خفته بر خاك
كه جاي بوسه اي از لعل خون داشت
صداي قلب او را مي شنيدم
،اگرچه مبهم و تاريك،
ولي حالي دگرگون داشت ...
* نمي دانم !
شايد از چشمان مبهوتم
كه اشكي را به گرد قرصي از ايهام در بر داشت
و يا از غنچه ي باز لبانم
كه آثاري ز طوفان تعجب داشت
سؤالم را،نيازم را به پاسخ ديد!
مرا زانو به زانو ،لب به لب
،چون عاشقي تنها،
كنار خود نشاند
و با لبخند شيريني كه بوي تلخي اش را مي شنيدم
و پر بود از صداي زخم جانسوزي
كه از آن ِخودي بود
نگاهم را به دنيايي دگر خواند!
و چشمانم چنين گفت:!
پشت سر نعش هزاران غنچه ي پرپر شده
سر به دوش باغبان خود،
به گوش باغ آهنگ جدايي مي زدند
روبرو لب تشنگاني خفته بر بالين مرگ
غرق ِ در خون،
پنجه در خاك رهايي مي زدند
آسمان مملو از مرغان گلگوني
كه گويي آخرين پروازشان بود
و پاي هر درختي جوجگاني گرم
كه بطن مادر اينك
دگر تابوتشان بود ! ...
كجا بودم خدايا
هراسان و پريشان در هجوم سوز و هوي باد
تا ره ساحل دويدم
ساحل اما دامنش گلگونتر از آن بود
ماهيان آنجا همه دلتنگ ساحل مي شدند
تن به موج شب زده ،
با خاك همدل مي شدند
طاقتم بي تاب شد
برگشتم از ساحل
به سوي بيشه ي خود پر كشيدم
صداي ناله مي آمد
خداوندا
صدا از جانب آلاله مي آمد
نگاهم را به دنبال صدا پر دادم و
آهسته و نرم
با دلي لرزان و غمناك
خود به دنبالش دويدم
تا به آغوشش رسيدم !
به ناگه ديدگانم پا ي گل را شست !
و با فريادي از سنگيني آن صحنه ي تلخ
ديدگانم باز شد!
مادرم آشفته بر بالينم آمد
به آغوشم كشيد و
دستي از روي محبت بر سرم
لبانم را به ليواني فشردو گفت:
خواب ديدي پسرم !!
رو به مادر كرده و گفتم:
خودش بود،او همان بود
مادرم كز حرف من چيزي نمي فهميد
نگاه مي كرد و مي خنديد
ولي من خوب مي دانستم اين آغوش
ازآن ِ گريه ي آن جوجگان است
و اين ليوان
از آن ساحل لب تشنگان است ...
* خود نمی دانم
ولي بي اختيار
نگاهم رو به سوي پنجره وا شد
خداوندا چه مي ديدم
او همان بود ،خودش بود
اينك اما با دوبالي غرق خون
ره به پروازي حقيقي مي نمود
ديگر از آن گريه ها بويي نبود !
دور مي شد با لباني مملو از لبخند
و من در حسرت اين آرزو :
كه اي كاش
همه خواب مرا مي ديدند
(( اي كاش همه ، خواب مرا مي ديدند. ))* اقبال اسماعیل زاده*

چو بغضی کهنه در غربت اسیرم
چو آهی کز صدای خفته سیرم
من اینجا مانده ام تنها خدایا
همین روزاس که در غربت بمیرم
ببین اینجا پرنده رو زمینه
یه عمره خواب ِ پرواز و می بینه
در اینجا پشت ِ هر آهوی معصوم
ببین گرگی نشسته در کمینه!!
در اینجا باید از خوبان جدا بود
مث ِ شبنم غریوی بی صدا بود !!
در اینجا زندگی تلخه خدایا
چقد سخته غریبی آشنا بود !!
در اینجا قلب صاف و صادقی نیست
میان گریه هاشان هق هقی نیست !
در این دنیای تلخ بی مروت
دریغا ای دریغا ، عاشقی نیست
(( اقبال اسماعیل زاده ))

میعاد شبانه
پر زآهم سوی میعاد شبانه می روم
مست و خاموشم ولی با صد نشانه می روم !
با لبی خشک و نگاهی خیس و قلبی تشنه تر
زین هوای ِ تلخ ِ خانه می روم

رنگ عشق
با نام تو خورشید به شب خواهم زد
با یاد تو بوسه ها به لب خواهم زد !!
زنگار سیاهی از دل غمزده را
با عشق تو من ، رنگ طرب خواهم زد !

سر ٌ نی
عشق را گفتم که تلخی تا به کی
یا بمیران یا رسانم لب به می
گفتش این تلخی همان شیرینی است !!
کز پی ِ آن ، جان بگیرد سر ٌ نی !!

هوای عاشقی
گفتی ای دل من غمینم ، اینهمه حزنم زچیست
از همه عالم بریدم ، این جفا از بهر ِ کیست ؟
در هوایم بوی ِ غربت ، حجم سرد ِ بی کسیست
گفتمت ، عاشق شدی ای دل ، هوای ِ عاشقیست !!

عطش عشق
صدای ِ تشنه ام محتاج ِ آبه
کویر ِ سینه ام مست ِ سرابه !
بزن آبی به روی ِ دل ز آنجا !!
که اینجا چشمه در پهنای ِ قابه !!!

خلوت عشق
جامه از تن می دری ، چون با تو تنها می شوم !!
مست ِ مستم می کنی ، دانم که رسوا می شوم !
از من ِ من ، تا من ِ ما می روم !!!!
قطره ای هستم ، که در پهنای ِ دریا می شوم !

بن بست ِ عشق !
پی ِ مهمانی ِ آن جام که در دست تو بود
آنکه پیشینه ترین می ، ز لب ِ مست ِ تو بود !!
آری ای جان ، پی ِ آن می گردم
پی ِ آن خانه که در ، کوچه ی ِ بن بست ِ تو بود !!

معجزه ی عشق
خفته ای را چشم ِ تو بیدار کرد !
مرده ای را عشق تو هشیار کرد !
برده ی ِ تن ، از من ِ بیمار تن !!!
وارهاند و جان و دل ، تیمار کرد !

نوای ِ بی نوایی !
رفتم به در ِ خانه ی ِ لیلی به گدایی !
گفتم که دمی دم به نوای ِ بی نوایی !!
گفتا که وصال ِ من چو خواهی
ره ِ میخانه
باز پایم در ره ِ میخانه رفت
پنجه ام در حلقه ی آن خانه رفت
چون لبانم بر لب ِ پیمانه خورد
هوشم از سر ، همچو یک دیوانه رفت !!!

تب ِ دیدار
رفتی ٌ و مرا بی کس و بی یار نشاندی
رفتی ٌ و مرا در تب ِ دیدار نشاندی
رفتی ٌ و مرا گوشه ی ِ این دل به هوایت
همچون عطشی ، بر لب ِ تبدار نشاندی !!!

